انواع مالکیت هاى زمین در زمان مغول
به طور کلى انواع مالکیت ها در زمان مغول عبارت بودند از:
1 - یورت : حکایت از چیزى نمى کرد و به جز ادامه راه و رسم بیابان گردى ، دلالت بر حق مالکیت زمین نمى نمود.
2 - زمین هاى دیوانى : عبارت بود از زمین هاى متعلق به دیوان اما از آن جا که پیوسته فرق میان دیوان و خاندان سلطنت روشن نبود، امتیاز میان دیوان و انجو (املاک سلطنتى ) مشخص نمى شد.
3 - زمین هاى ملکى : به املاک خصوصى اطلاق مى شد.
4 - املاک سلطنتى (انجو) و اقطاعات : انجو، عبارت است از زمین هاى خالصه که میان اعضاى خاندان سلطنتى قسمت مى شد و عایدات آن به مصرف مخارج دستگاه شاه و اعضاى خاندان شاهى مى رسید و شاید هم صرف نگاهدارى سپاه مى شد.املاک سلطنتى یکى از منابع مهم درآمد دولت را تشکیل مى داد. در اکثر موارد نمى دانیم که این املاک از چه راه به ایلخانان تعلق یافته است اما روى هم رفته مى توان گفت که زمین هاى ضبط شده ، زمین هایى که مالکان آن ها گریخته و کشته شده بودند، املاک متعلق به شاهانى که مغولان بر آنان غلبه یاته بودند و نیز املاک وقف که ایلخانان آن ها را ضبط کرده بودند، مجموعا املاک سلطنتى را تشکیل مى داد.
درآمد املاک وقف ، مثلا براى پرداخت مواجب پزشکان مسیحى و یهودى ، صاحب منصبان عالى رتبه ، منجمان - یعنى آن چه که در اصل براى هزینه هاى آن پیش بینى شده بود - به کار مى رفت .
املاک سلطنتى به روایت کاشانى ، یک سوم از قلمرو ایلخان را تشکیل مى داد و درآمد هنگفتى داشت و امتیازات انحصارى دولت ، از جمله صید مروارید در خلیج فارس نیز بر آن افزوده مى شد.
این املاک را که گاه با واژه انجو، خاصه مى نامیدند به هر حال ، املاک سلطنتى نه تنها به همسران و برادران و پسران ایلخان به عنوان ، سیورى تیمش داده مى شد، بلکه بخشى از آن را به عنوان مواجب و یا پاداش در اختیار صاحب منصبان دولت و سرداران سپاه مى گذاشتند: این گونه اقطاعات در اغلب ایالات مملکت وجود داشت گذشت از اقطاعات موروثى ، یک صدم از املاک سلطنتى براى اقطاع موقت در اختیار بود، و چون قرارداد منتفى مى شد، این زمین ها به اشخاص دیگر واگذار مى گردید. این زمین ها در چنین شرایطى از املاکى که مستقیما تحت اختیار فرمانروا بود جدا مى شد در زمینه اقطاعات نیز با گذشت زمان گروهى سوداگر و سودجو، دست به کار مى شدند.
یکى از خصایص بارز دوره مغول آن است که در این زمان ، املاک و اموال شخصى به مقدار قابل مهارى افزایش یافت و دیگر از خصایص این دوره دشمنى و عناد میان دهقانان و طبقات حاکمه بود که به اوج خود رسید و فاصله میان این دو بیش تر شده بود

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢